ما برگشتیم!

وای خدای من قبل ما رمضون با رها بودیم:

البته دیگه همگی میدونید که من
با بدبختی رها رو بیدار کردنم پا برجاست!

هوس چیپس و ماست موسیر کردیم ( البته ، قبل ماه رمضون ، زبونتونم بکنید تو! )

خریدیم رفتیم تو کوچه یه گوشه ای بخوریم.

دم در یه خونه ( که البته شبیه حسینیه بود ، نشستیم) بهو درش باز شد و یه سرایدار افغانی خوردمون!
بعد به پیرزنی خورد زمین ، من رفتم کمکش کردم این رها همش خندید آخه خمیشه پیرزنا جلو من حالشون بد میشه (ارجاع به امریکن پای 7)

وای خدای من ، باحال ترینش این بود که یه خانومی خیلی دلسوزانه و مهربون گفت:

بیاین خونه ی ما ، نزدیکه ، تعاروف نکنین!

پ.ن.1: دایی و زن دایی تصادف کردم و زن دایی مرحوم شد.

پ.ن.2: من و رها گند زدیم و مجبور شدیم ترم تابستونه بر داریم و تقریبا قاچاقی میایم نت!


پ.ن.3 : از همگی ممنونیم که مارو فراموش نکردن به زودی بازم اکتیو میشویم و در آخر دعا کنید ترم تابستونی بتونیم جبران گذشته  و جهالت کنیم!

/ 5 نظر / 3 بازدید
رضا

چقدر آشنا[سوال]

خورشید جاویدان

[عصبانی]سلاااااااااااااااااااااااااااااااااام دلم براتون تنگ شده بود دخترها کجا بودید شماها یک جورایی هم نگرانتون شده بودم ولی دست که به جایی نمیرسید خبری ازتون بگیرم نکنید همچین با من برید و من بیخبر از همه جا را دلواپس کنید حالا خوب و خوشید ؟ درس نخوندید تنبلا نه ؟[عصبانی]

خورشید جاویدان

میدونید چند بار بهتون سر زدم و خبری ازتون نبود الانم با ناامیدی اومدم ولی خوشحال شدم که هستید[هورا]

یه جیزینقیلی حرف

قابل توجه ثنا خانوم : اول اینکه من web designer یه سازمان هستم .دوم اینکه افزون بر مهندس بودن ، مربی ایروبیک و ... بودن جزو لیاقت ها و دانش هایی هست که هر کسی بهش دست پیدا نمی کنه .

محک

سلام ثنا و رها عزيز اخه كجا هستين ؟چرا اينقدر دير به دير مياين دلمون يه ذره شد يه خبري بابا به من هم بدين نكنه يه گوشه ديگه اين دنيا خونه زدين