خواهر دوست داشتنی من
رها و ثنا

سلام به همهٔ دوستانِ  Smiley

خوبم ، من رها هستم :دی و نمیدونم اینهمه وقت چرا وبلاگ ننوشتم ، من یکم فاز عشق و عاشقی داشتم و بعد عشقم رفت و من فاز شکسته عشقی‌ خوردم و اینا ، ولی‌ ثنا همچنان در بحران به سر میبره ، چند روز پیش بعد از تربیت بدنیِ  ۲ "حکیمیه" اومدیم رفتیم "دربند" نون و پنیر و شیر کاکائو اینا خریدیم رفتیم اونجا یه تخت سنگ گنده توی رودخونه اونجا نشستیم و خوردیم :دی
یعنی‌ تکون میخوردیم تو رودخونه آب برده بودمون :))

خلاصه ثنا که اصلا راه نمیامد و نفس نفس میزد هنوز ۵ دقیقه راه نرفت آویزون در و دیوار
بود و بالا نمیومد ،کلی‌ گفتیم و خندیدیم و رفتیم یکم بالا عکس گرفتیم و ثنا از درخت بالا رفت :)) تا از کمبود چای به یه رستوران کنار رودخونه رفتیم ،عجب چای عجب چای ،اینقدر چسبید ،اینقدر چسبید اینقدر چسبید که نگو...........
۲ سری چای خردیم و اگه مسالهٔ ... نبود چند تا سری دیگه هم چای میخوردیم

خیلی‌خوب بود ، اکثرا دختر پسر هستن ۲ نفری‌ها ،و ما دو تا آدمِ  د‌پ بودیم که کلییی می‌خندیدیم ، ظاهرمون.... من خودم سر تا پا بجز کفشم همه مشکی‌ بود ، ثنا هم فقط یه شال قرمز داشت بقیه ش مشکی‌ بود ، یه دقیقه ساکت بودیم ، همه فکر میکردن آخی اینا چه د‌پ هستن ، بعد یه حرفی‌ میزدیم و می‌خندیدیم

به من که کلی‌ خوش گذشت

منو عشقم

برگشتن هم از آقای که اونجا با خوشنویسی رو کاغذ خوشگل حرف‌های قشنگ قشنگ مینویسه برای ثنا یکی‌ خریدم یادگاری از دربند تهران اردی بهشت ۹۱


ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۱ :: ٤:٠۱ ‎ب.ظ :: توسط : رها
درباره وبلاگ
ثنا
رها و ثنا دو خواهریم - دانشجوی مهندسی کامپیوتر گرایش نرم افزاریم.
موضوعات
صفحات وبلاگ
نويسندگان
RSS Feed