خواهر دوست داشتنی من
رها و ثنا

من وثنا امروز صبح امتحان ازمایشگاه داشتیم و من ١٨:۵ شدم و ثنا ١٩ قبل از امتحان از ٧ صبح دوتایی چسبیده بودیم به شوفاژ و هر کدوم درس میخوندیم و بعد امتحان یه کم به تماشای دوستان سوژه نشستیم و رفتیم سر کلاس من که کتاب هم نبرده بودم و نقاشی میکشیدم در ابعاد ورق دفتر بزرگتر و محو نقاشیم بودم که استاد خفتم کرد " شما !!! شما که جلوی اون خانووم نشستی !!! با صدای بلند بخون " به به ! حالا چیکار کنم ؟ و... کلاس کسل کننده ی امروز هم تموم شد و ثنا منتظرم بود توی کوچه یه ماشین شدیدیاً زیبای قرمز رنگ پارک بود که از در حراست اومد بیرون اولین نگاهم روش میخکوب شد و و در حالی که میخواستم نشون ندم من دارم نگاش میکنم به صورت خیلی تابلو نگاش میکردم و ثنا اومد و و ما که با موبایل همدیگه رو پیدا میکردیم و من وسط کوچه ی دانشگاه و پسره عین دود سیگار در عرض ٢ ثانیه ناپدید شد و رفت ولی چون ماشینش و گذاشته بود سمت چپ خیابون و اقا پلیس هم که هنوز واینستادی بدو بدو میاد جریمه میکنه و و کمتر از ٢دقیقه ماشینت روی جرثقیل و داره میره پارکینگ من و ثنا در حد بنز تابلو وایستاده بودیم رو ب روی ماشین و دوتایی عقلمون و گذاشته بودیم رو هم که چی بگیم بهش حول شده بودیم و هرکی از دور می اةمد میگفتیم اه اینه ؟! خیلی افتضاح که !!!! تا اینکه بدو بدو اومد و هر دو یه لحظه همو نگاه کردیم و به هم گفتیم تو بگو دوتایی رو به انتهای خیابون عین دو تا کبک که تو برف ها هستن تظاهر میکردیم که ما اونجا نیستیم و خوشحال که اون الان ما رو ندیده و بعد که دیگه داشت کار از کار میگذشت ثنا گفت حالا یوواش که کسی نشنوه " ما داریم میریم اگه جا پارک میخوایین " و جالب که اون شنید و ما که یه لحظه نگاه کردیم ببینیم که فهمیده یا نه که دیدیم ما رو نگاه میکنه ثنا گفت اون ماشین سفیده که اونجاست و باید بودید میدیدید که با چه تشریفاتی اقا پارک کردند و ما که میخندیدم اومدیم وایستادیم تا بیاد تشکر کنه با ثنا شرط بستیم تشکر میکنه یا نه من گفتم تشکر میکنه و اومد رد شد و تا کمرم دولاا شد و جالب تر اونجایی که هنوز اون به جلوی دانشگاه نرسیده ثنا گوله کرد و رسیدیم جلوش مطمئن بودم که بهش راه میده داشتم از خنده منفجر میشدم و قیافه ی پسره که ما رو دوباره دید عااااااااااالی بود وای که چقدر امروز خندیدم بعدش تو ماشین تا باشگاه اهنگ "حالا من از پیشت ..."و " برای شادمهر اونو گوش دادیم این یکی از سوژه های امروز بود و از کل کل ثنا با اقای قهوه و سوپ کوهستان و ... کلی خوش گذت و برنامه ای نوشتیم برای درسامون اوووووووه توووپ همچین پر بنیه که اگه دو ساعت یه روز اضافه بخ نی بد بخت میشی باز شب امتحان شد و ما این ترم هم از اول ترم درس نخوندیم :دی اون ترم کی میاد که ما از اول بخونیم به لیسانس میرسه یا رو فوق حساب کنم ؟!:))))

ارسال شده در تاریخ : جمعه ٢ دی ۱۳٩٠ :: ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ :: توسط : رها
درباره وبلاگ
ثنا
رها و ثنا دو خواهریم - دانشجوی مهندسی کامپیوتر گرایش نرم افزاریم.
موضوعات
صفحات وبلاگ
نويسندگان
RSS Feed