خواهر دوست داشتنی من
رها و ثنا

خوب اول بزارین از اون فال ها که رها گفت بگم...

رفتیم حساب کنیم و از اوون جایی که من خیلی خیلی خیلی مظلومم یهو دیدم جا تره و بچه نیست یارو نبود حساب کنه ، این بود که خودم خیلی شیک و اوکی رفتم تو دیدم ای ول هم فال حافظ از این ورقی ها هست و هم آدامس موزی -عشق من .

خلاصه به رها گفتم نیت کم فال برداریم برداشتیم بعد یهو دیدم خوب واسه یکی هم هر کدوممون که دوسش داریم برداریم دیگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟و بعد قبل اومدم آقاهه قایموشن کردیم....

بعد خلاصه آقاهه رو صدا کردیم ، اومدو اینا ، به ما فال و آدامس تعارف کرد و اصرار که بردارین... خلاصه مردیم از خنده تا بریم
نفری سه تا فال مونده بود رو دستمون ، حالا باحالیشم این بود که جناب حافظ سرشونو تا دماغ  کرده  بودن تو زندگی شخصی ما. ............ دقیق میگفت هااااااااااا

مثلا واسه من اونده بود:

آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری می کند/ بر جای بدکاری چو من یکدم نکوکاری کند
اوّل ببانگ نای و نی آرد بدل پیغام وی/ آنگه بیک پیمانه می با من وفاداری می کند...

و واسه کسی که دوسش داشتم:

نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد**** بختم ار یار شود رختم از اینجا ببرد
کو حریفی کش سر مست که پیش کرمش****عاشقان سوخته دل نام تمنّا ببرد

وای کلی خندیدیم.............

دیروز هم یه کلاس داشتیم من که به شخصه 30 تیکه رسیدم به کلاس ، حالا گوش کنین...
به حالت عادی یه کلاس داشتیم 13-15:30 جردن بعدی 15:25-17.40 پاسداران!!!!!!!!
بعله پرواز میکردیم برای رسیدن بعد حالا اون دومی یه فوق العاده گذاشته بود توی پاسدارانیه اونم 10:15-12:30 یعنی کلا پرواز تو پرواز بود ، داخلی میشه نه؟؟؟

حالا اصلش مونده ، با کلی ترافیک و بودن توی ترافیک و رفتن و رسیدن به کلاس دیدم بعله:
استاد یادشون رفته کلاس دارن

یعنی میخواستم برم خونشون دنبالش بزنم لهش کنم وووووووووووووووییییییییییی!

پ.ن: حالا رها میاد مینویسه که فال های خودش چی بوده


ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه ٢ آذر ۱۳٩٠ :: ٧:٥٧ ‎ب.ظ :: توسط : ثنا
درباره وبلاگ
ثنا
رها و ثنا دو خواهریم - دانشجوی مهندسی کامپیوتر گرایش نرم افزاریم.
موضوعات
صفحات وبلاگ
نويسندگان
RSS Feed