خواهر دوست داشتنی من
رها و ثنا

 

اینقدر که گاهی حسّ می‌کنم اصلا نمیشناسمش

گاهی خیلی‌ دلم تنگ می‌شه برای زمان‌های که میومدیم خیلی‌ شاد و خوشحال اینقدر حرف داشتیم بزنیم که مامان و بابا جیغشون میرفت هوا بابا سرمون رفت ،چقدر شماها حرف دارین

یاد پایین هم که می‌رفتیم درس میخوندیم

الان پایین این خونهٔ مرده‌ها شده ،خیلی‌ وقت که من دیگه نمیرم

کاش میشد بازی حرف‌ها و کارهارو برگشت و Delete کرد ،خیلی‌ دلم برای خودم که یه زمانی‌ اونهمه شاد بودم تنگ می‌شه

من تغییرات رو سخت می‌پذیرم و این خیلی‌ بد ،باید یاد بگیرم که همیشه همچی‌ اونجوری نیست که دوست داری،زمان‌های سخت باید بسازی با سختی‌ها ،نه مثل من زیرشون له‌ بشی‌ و به بیمارستان بکشه کارت.


ارسال شده در تاریخ : جمعه ٩ اردیبهشت ۱۳٩٠ :: ٧:٥۳ ‎ب.ظ :: توسط : رها
درباره وبلاگ
ثنا
رها و ثنا دو خواهریم - دانشجوی مهندسی کامپیوتر گرایش نرم افزاریم.
موضوعات
صفحات وبلاگ
نويسندگان
RSS Feed