خواهر دوست داشتنی من
رها و ثنا

دو سالت تموم شد و رفتی توی سه سالگی ... دو سال همراه من بودی خیلی مهربون تر از کسانی که توقع داشتم ازشون ... گوش خوبی بودی برای تمام دلتنگی هام توی روزگاری که هیچ کس گوش نیست... زبون هستن دل هستن درد هستن مزاحم هستن توجیه کننده هستن چشم هستن اما گوش نیستن حتی واسه جبران روزایی که براشون گوش بودم...

چی می گم من... تولد توئه و من بهت تبریک می گم ... دوست دارم همیشه بمونی "همیشه اغوش حرف هایی باشی که سرگردونن توی دستام"

من زاده تابستونم و تو زمستون، و این یعنی ماهیت واقعی تو! یعنی تو توی دل دلتنگی ها و سرما اومدی و یادم دادی میشه مایوس نبود میشه بلند شد و اغاز کرد. تو تولدت برفیه ، مثل برف پاک و اروم و مثل 15 اسفند، نوید دهنده پایان سرما... 

اینجا، توی کنار ِ تو بودن ها دوستایی پیدا کردم که تو نمی دونی چقدر خوبن، این حرف اصلا و ابدا تعارف نیست... منو میشناسی میدونی چرت نمی گم میدونی چقدر دوسشون دارم ... 

از اون رفقای پایه اولیه که شاید الان بعضیاشون نباشن اما یادشون با من بوده تا دوستایی که به تازگی پیدا کردم... توی تموم این دوسال تو خیلی خوب بودی چقدر خوشحالم که هستی 

قول بده نذاری خوبی هایی که یاد گرفتم از یاد ببرم قول بده نذاری از این بدتر بشم قول بد اونقدر خوب باشی که دوستام همیشه با تو بودن رو دوست داشته باشن

تولدت مبارک


این نوشتهٔ خیلی‌ خیلی‌ خیلی‌ خیلی‌ خیلی‌ خیلی‌ خیلی‌ زیبا رو که واقعا من رو تحت تاثیر گذاشت رو از وبلاگ خیلی‌ زیبای دوستی‌ به نام پرسپولیس با اجازش برداشتم که اینجا ازش تشکر می‌کنم که اجازه داد اینو بذارم تو وبلاگ خودمون

من هم تولدم زمستون ،دوست دارم این نوشته رو خیلی‌،مرسسسسسسسسی دوست خوبم!


ارسال شده در تاریخ : جمعه ٢ اردیبهشت ۱۳٩٠ :: ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ :: توسط : رها
درباره وبلاگ
ثنا
رها و ثنا دو خواهریم - دانشجوی مهندسی کامپیوتر گرایش نرم افزاریم.
موضوعات
صفحات وبلاگ
نويسندگان
RSS Feed