خواهر دوست داشتنی من
رها و ثنا

خوب من و رها این ترم یکم فقط یه کم جوگیر شدیم و زیادی واحد گرفتیم و چون گفتن نگیرین و ما  بادی به غبغب انداختیم و گفتیم ما بزررگ شدیم مجبور شدیم پای حرفمون وایسیم و ...

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ "*.۩۞۩ کل کل دختر و پسر ۩۞۩.*" www.anti-bg-sim.blogfa.com

وای خدای من یه روز من و رها رفته بودیم باشگاه انقلاب خیر سرمون درس بخونیم که م من متاسفانه لپ تاپ برده بودم.

داشتیم تو facebook  میچرخیدیم.

...

اومدیم جمع کنیم بریم خونه که صاحب اون کافی شاپ هههه گفت: آخی داشتین درس می خوندین ؟ بچه ها اصلا شما ورزش نمیکنید ها!!!

رها یه بادی به غبغبش انداخت و گفت: بلههههههههههه بلهههههههههه و...

منم همچین سینه سپر کرده بودم.

یهو آقاهه گفت : تو facebook  دیگه؟؟؟؟؟؟

باد رها که خالی شد منم که پیچیدم فرار کردم حالا هر وقت میریم اونجا بهمون میگه فایس بوکی ها اومدن و کلی .....

نمی دونم چرا منو رها میریم باشگاه درس بخونیم ، آخه اون جا هم شد جا؟

هر دفعه هم ضایع میشیم خوب!

دفعه قبل هم که خواستیم پول از عابر بانک بگیریم گفتیم با ماشین میریم تیکه انداختن که بیخیال محیط ورزشیه!!!!!!!!!!


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه ٢٠ دی ۱۳۸٩ :: ٥:٤٢ ‎ب.ظ :: توسط : ثنا
درباره وبلاگ
ثنا
رها و ثنا دو خواهریم - دانشجوی مهندسی کامپیوتر گرایش نرم افزاریم.
موضوعات
صفحات وبلاگ
نويسندگان
RSS Feed