خواهر دوست داشتنی من
رها و ثنا

سلام به دوستای عزیز

اول از همه جا داره اینجا از تمام دوستی‌ خوبم که لطف کردن و به وبلاگ ما امدن و نظر قشنگ برای ولنتاین گذاشتن تشکر کنم ،من این مدت خیلی‌ گرفتار بودم و فرصت نکردم پاسخ بنویسم ولی‌ تمام سعی‌ام رو کردم که به وبلاگ‌هاتون بیام و بهتون بگم که به یادتون هستم،و مرسی‌ که به ما سر میزنین.

۳شنبه:(این پست رو ۳شنبه شب نوشتم ولی‌ چون کامل نشد نتونستم پست کنم.)

امروز رفت بودیم دانشگاه و با ثنا کلی‌ شیطونی کردیم و مثل همیشه کلی‌ خندیدیم،صبح که من یه کوچولو خواب موندم و ثنا کلی‌ ... >>> اینجوری شد :ابروعصبانی

من اصلا از این استاد خوشم نمیادخمیازه ،هم ساعت کلاسش عذاب آور هم خودش خیلی‌ اعصاب خورد کنه،به ثنا نگاه کردم دیدم با لبخند ژوکند داره استادرو نگاه می‌کنه،پری روز سر کلاس همین استاد کم مونده بود بخوابمخمیازه اینقدر استاد چپ چپ نگام کرد ...زنگ که خورد من اولین نفر بودم که از کلاس اومدم بیرون،وقت تمام

ثنا هم بدجنسی کرد امروز و رفته بود ردیف اول اونم چه ردیف اولی‌ نشسته بود،فرض بگیر کلاس ۵-۶ ردیف داره هر ردیف ۱۰-۱۲ تا صندلی ما ردیف اول وسط نشستیم ،بقیهٔ دوستان همگی‌ از ردیف دوم به بعد نشستن،اینقدر همچی‌ بد بود نگرانکه من حتی جرات نداشتم ساعت مچیم(وای گفتم ساعت مچی یاد کلاس یکشنبه افتادم که یکی‌ از شاهکار‌ترین اتفاقات امسال بود،میگم بعدا قهقههخنده...پست بعدینیشخند) رو نگاه کنم.

استاد داشت درس توضیح میداد گفت :فرض بگیرین رو این دایره ۲تا مورچه هستن که میخوان رو این دایره حرکت کنن،ثنا و من سریع ۲تای گفتیم منو توایمخنده

ثنا حرص میخورد وقتی‌ استاد میگفت یکی‌ از مورچه‌ها یه مسافتی رو میره بعد با بیسیم به اون‌یکی موقعیتش رو گزارش میده،ثنا با حرص میگفت آره دیگه تو اونی هستی‌ که وایستادی ،من بدبخت همه کاراو می‌کنمکلافه


ارسال شده در تاریخ : جمعه ٧ اسفند ۱۳۸۸ :: ٦:٠۱ ‎ب.ظ :: توسط : رها
درباره وبلاگ
ثنا
رها و ثنا دو خواهریم - دانشجوی مهندسی کامپیوتر گرایش نرم افزاریم.
موضوعات
صفحات وبلاگ
نويسندگان
RSS Feed